مسلمانان عزیز شین جیانگ(عجب اسم ضایعی که نه میشود حضرت خطابش کرد نه علیهالسلام) شنیدهام گله دارید که چرا حضرت رهبری و رئیس جمهوری که با بیش از هشتاد و پنج درصد آراء و حضور چهل میلیونی مسلمانان دوباره انتخاب شد از شما حمایت نمیکند. قبل از هر چیز بگذار بگویم که ما میدانیم که شما سنی هستید، پس بیخود زیرش نزنید. در ثانی مگر نشنیدید که مقام ولایت فرمودند که شیعه و سنی فرق ندارد؟ پس چرا تا حالا شیعه نشدید؟ حالا توقع دارید که ما توی این هیر و ویر، دم غروب هیجده تیر پاشیم یک حرفی بزنیم که پس فردا همین چین هم دست از حمایتمان بردارد؟ شما اگر ریگی در کفشتان نیست چرا بعد از فرو پاشی شوروی به قرقیزستان و قزاقستان مهاجرت نکردید؟ چرا بعد از ظهور این آقای گل، عبدالله گل به استانبول نرفتید؟ ما که نمیتوانیم هم از فلسطین حمایت کنیم هم از شما و هم از چچنی. خوب چرا پا نشدید بروید لبنان؟ در لبنان ما جاده میسازیم. مدرسه میسازیم. پول میدهیم که شماها پا بشوید بروید آنجا. فکر میکنید همین تجارت صدمیلیارد دلاری با چین نبود ما از کجا میآوردیم که جلوی اسرائیل بایستیم. شما ماشاءالله هشت نه میلیون نفر هستید بیایید لبنان جیش بکنید اسرائیل را آب خواهد برد. چه فایده نشستید آنچا. ثروت آن استان چه میکند برای شما؟ صد و بیست سال است بیشتر از صد بار قیام کردهاید اندازه یکسوم فلسطینیها کسی از شما خبر ندارد. شنیدهام دیروز پریروز هم صد و چهل تا کشته دادید و هفتصد هشتصدتایی زخمی. میدانید اگر در غزه بودید چه خشتکی از اسرائیل و موسوی و سبزها میتوانستیم با اجساد و زخمیهای شما پایین بکشیم؟ شما که عربی و فارسیتان خوب است،
یا ایهاالاخی و زنانکم
که میکشندتان با ابن و بناتکم
گر نکنید سفر به القدس
چگونه بشتابیم به نجاتکم؟
نامه عمه جان به اویغورهای چین
اطلاعیهای از دفتر آخوندک
بسمه تعالی
عدهای قصد دارند عمل نکوهیده خر مگسی را که شب قبل در سخنرانی تلویزیونی رئیس جمهور منتخب و مورد تأیید حضرت رهبر ایجاد اختلال کرد به اینجانب نسبت دهند. ضمن محکوم کردن این تلاش مذبوحانه اعلام میکنم تا آیات عظام شورای نگهبان که نمیشود از آنها به هیج مقامی شکایت کرد جانب حضرت رهبر و جناب احمدی نژاد را دارند این «آخوندک» کم مقدار عددی نیست که بخواهد با ایجاد اختلال و پیروی از دشمنان مخصوصاً انگلیس خبیث، دست به چنین اعمال ناشایست بزند.
الحمار مگس، مرگ به نیرنگ تو
الاحقرالآیاتالعظام شورای نگهبان- آخوندک
پاسخ خر مگس
از خر مگسی که در نطق رئیس جمهور منتصب سعی کرد روی او بنشیند پرسیدند چرا دست به چنین کاری زد. گفت: میخواستم به بعضیها این پیام را بدهم که هر موجود بدنامی هستند، میتوانند در این برهه از زمان، با رفتار مناسب، رضایت مردم را جلب کنند.
تنهایی
خودش میگوید من پنجم و بلافاصله پنج انگشت باز دست کوچولویش را نشان میدهد، اما چهار سال و نیم دارد. دختری کمرو، کم حرف و خجالتی است. یک ماهی رفته بودند ایران. دیر وقتِ شب یا بهتر است بگویم اوایل صبح رسیدهاند. مادرش میگوید به عشق آمدن به مهد کودک نخوابیده. از دیدنش خیلی خوشحالم. به سبک خودم انگشت سبابهام را میبوسم و میگذارم نک دماغش و میگویم: به به. به به. ببین کی اومده. خدای من چقده بزرگ و خوشگل شدی...
کلهاش را میاندازد پایین. زبانش را فشار میدهد زیر لبش و آهسته و با خجالت از آن زیر نگاهم میکند. چشمانش میخندند. خوشحال به نظر میآید. برای آنکه راحت باشد میروم سراغ پسرکی که تلاش دارد به اندازه تازه آمده توجه مرا جلب کند. بچههای دیگر جمع میشوند و دخترک مشغول میشود. بعد از ظهر او آخرین نفر است که برسانمش به خانه.راه که میافتیم میپرسم: خب دختر خوب، بگو ببینم، ایران بهتره یا کانادا؟ جواب نمیدهد. یواشکی از آینه نگاهش میکنم. سرش را پایین انداخته و دارد با انگشتانش بازی میکند. یکی دوبارسئوالم را تکرار میکنم. خجالتی بودنش در تنهایی بیشتر اذیتش میکند. راحتش میگذارم. یک پیچ مانده که برسیم به خانهاشان میگوید: ایران تو خونه خوبه. کانادا بیرون خوبه.
دلتنگیاش/ام، چشمانم را پر میکند از اشک.
Labels: از مجموعه داستانهای مهد کودک
خلیفه و روز پدر
علی خامنهای، فرمانده کودتای انتخاباتی ایران امروز به مناسبت روز پدر بیاناتی ایراد فرمودند که در آن، ایرادات زیادی را بیان فرمودند. ایشان، هم در بیاناتی که ایراد فرمودند و هم در ایراداتی که بیان فرمودند نه تنها از خر شیطانی که سوار شدهاند پایین نیامدند بلکه چند سیخ هم به آن خر و به کشورهای خارجی و کاندیداهای بازنده و طرفدارانشان زدند. نامبرده که به شدت، به مشارکت هشتاد و پنج درصدی و چهل میلیونی ملت مینازید کوچکترین اشارهای به پدری که از آن ملت در آورد نفرمودند، در عوض مقداری از امام عصر و رهبر انقلاب و حضرت علی(ع) و پیامبراکرم(ص) خرج نمودند. در فرازی از نطقشان که وصلهای بودنش کاملاً معلوم بود معظمله مقداری هم شیره «نطقی» بر سر سنیها مالیده بدون اشاره به افزایش چشمگیر اعدام آنها،به وحدت شیعه و سنی تأکید فرمودند. در پایان- باز هم- معظمله در کمال خونسردی آن دست سالم خود را برای جمعی از دانشجويان دانشگاه علوم قضايی(؟)، ائمه جماعات تهران، بسيجيان و خانوادههای معظم شهدا که از شهرهای مشهد، اهواز، بوشهر، سنندج، ورامين، مهريز، انار، مبارکه، هرمز، نجفآباد، کاشان، اراک، شهرری و سبزوار که به این جلسه آورده شده بودند تکان دادند.
در این جلسه جای دانشآموزان مدارس به علت تعطیلی مدارس خالی بود.
بعد از تحریر: اگر پدری در ایران مانده که پدرش تا حالا در نیامده روز پدر بر او مبارک باد.
قابل توجه ونکووریها
پنجشنبه نهم جولای وعده همه ما جلوی کانونشن سنتر. از ساعت نه تا ده و نیم. در ضمن بیایید به بزرگترین طومار جهان بپیوندیم. طومار برای امضا آنجا خواهد بود و نهم جولای آخرین روز هست. برگزار کننده گروه فریاد خاموش هست که شبهای شمع را جلوی آرت گالری مدیریت کرد. وبسایتشان اینجاست همراه با آدرس محل. در مورد طومار و ماجرایش میخواهید بدانید اینجا کلیک کنید. هر کس به اندازه توان خودش مبلغ این کار باشد. شرکت در این روز به حمایت هیجده تیر هم هست و به این طریق به تظاهرات سرتاسری هیجده تیر در ایران خواهیم پیوست. اون دیگه جریانش چیه؟ اینجا رو کلیک کنید. مبارزه پر خروش در جریان هست جا نمانید
جمشید شیبانی
خدا میداند آهنگ «سیمین بری» با صدای او را چند بار گوش دادهام. معروفترین آهنگی که در غربت ساخت «اصفهان» بود که معین خواند. افسوس که نشد به اصفهان برگردد. یادش گرامی و روانش شاد باد.
سیمین بَری، گل پیکری آری
از ماه و گل زیبا تری آری
همچون پـَری اَفسونگری آری
دیوانهی رویت منم، چه خواهی دگر از من
سرگشتهی کویـت منم، نداری خبر از من
هر شب که مَه در آسمان
گردد عیان دامن کشان
گویم به او راز نهان
که با من چه ها کردی
به جانم چه ها کردی
...
- در بیات اصفهان
شعر از: استاد ابراهیم صفا
-ارکستر آقای زرآبادی
فرمایشات مصلحتی
حضرت آیتاللهالعظمی حاج علی اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران (آخیش نفسم بند اومد) فرمودهاند:
هیچ وجدان بیداری از وضع پیش آمده راضی نیست!
بیان واقعیت فرمودهاند. فقط یک سئوال میماند، وجدان خود ایشان بیدار شده یا هنوز خور و پف میکند؟
خلیفه خامنهای و بلوچستان
صد و شصت جوان بلوچ در درگیریهای اخیر دستگیر شدهاند. تعدادی از آنها از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان هستند. یکی از نیروهای امنیتی که اخبار داخلی را به مبارزین بلوچ میرساند گفته است در بین این افراد که سعی شده از طوایفی انتخاب شوند که به نظر رژیم در شلوغیها دست دارند افرادی که به سن کهولت رسیدهاند هم وجود دارد. در میان آنها تعدادی از طلاب و مدرسین مدارس دینی هستند. این صد و شصت نفر به تهران اعزام شدهاند و مقامات امنیتی قصد دارند با زیر فشار گذاشتن روسای طوایف و روحانیون سنی استان، به افرادی دسترسی پیدا کنند که توان نیروی انتظامی را در این استان به هیچ گرفته و عملاً جادههای استان را در اختیار دارند. هنوز معلوم نیست سه نفر بلوچی که (جمشید خالقدادی، خدابخش ریگی و نجیبالله گرگیج) در گروه بیست نفره اعدامیهای امروز کرج بودند از میان این صد و شصت نفر هستند یا از دستگیر شدههای قبلی این استان.
به نظر میرسد خلیفه خامنهای این طرح را در سایر استانهای ایرن هم اجرا کرده باشد. اخبار اعدامها و اسامی اعدام شدهها را به دقت مد نظر داشته باشید و این طرح شوم خلیفه را برملا کنید.
Labels: بلوچستان
سریال اعترافات
اگر دستگیر شدید بی هیچ ترس و مقاومتی به هر چه که خواستند اعتراف کنید. اعتراف شما سندی خواهد بود بر شکنجه شما و لکهای خواهد شد بر دامن پرلکهی بی آبروترین روحانی تاریخ.
به گزارش میترا شجاعی از رادیو آلمان که من سعی کردم آن را به تصویر هم مجهز کنم گوش بدهید.
با اعترافات شما در سریال اعترافات نظام اسلامی، اسمتان به این اسامی افزوده و در تاریخ ثبت خواهد شد.
اگر در تظاهرات روزها و هفتهها و ماههای و سالهای آینده دستگیر شدید نگران هر چه بودید نگران اعترافات خود نباشید. ما بعد از دیدن اعترافات شما به ریش بزرگترین متقلب تاریخ ایران خواهیم خندید.
من برای مبارزه با این رفتار زشت امیر امارات اسلامی در وبلاگم مینویسم:
کسانی را که سر سپردگان امیر متقلب، مجبور به بازی در سریال اعترافات میکنند کسانی هستند که با فعالیتهای خود نظام را سخت ترساندهاند.
شما برای خنثی کردن این ترفند علی خامنهای و حمایت از مبارزین در بند یا همین جمله را در وبلاگتان بنویسید یا حد اقل خودتان جملهای بنویسید. دست بالای دست گذاشتن در مقابل وقاحت کار درستی نیست.
مصاحبه فرج سرکوهی با رادیو فردا را در اینجا بخوانید.
دعوت علنی به آشوب در بلوچستان
خلیفه امارات جدید اسلامی، امیر علی خامنهای برای فرار از تگنایی که خود خلق کرده با هر پیشنهادی که سران سپاه و بسیج و وزارت اطلاعات در مقابلش میگذارند موافقت میکند. یکی از آن طرحها ایجاد اغتشاش در بلوچستان است. تا به بهانه در خطر بودن نظام و حالت فوقالعاده، ابتکار عمل را از معترضانی که ولایت فقیه را تا سرحد سقوط پیش بردهاند بگیرد. گرچه این روشها بسیار مضحک و خندهدار هست اما با توجه به سطح سواد ولی فقیه و سردارانش راه حلهایی حیاتی برای خروج ازبحران محسوب میشوند. بر اساس یکی از این طرحها بناست عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی که در تاریخ شانزدهم خرداد همین سال با رضا قلندرزهی در زاهدان اعدام شد و خبر آن را مقامات و رسانهها اعلام کردند، مجدداً و این مرتبه همراه دوازده نفر دیگر محاکمه و اعدام شود! حاج آزاد ریگی پدر عبدالحمید ریگی که مردی متدین و خوشنام بود یک هفته بعد از آن خبر جان به جان آفرین تسلیم کرد. حالا رئیس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان میگوید: «برخی رسانهها خبر از اعدام فردی به نام عبدالحمید ریگی به عنوان برادر عبدالمالک در اواسط خردادماه داده بودند که باید بگویم چنین فردی اعدام شده، اما نسبتی با عبدالمالک نداشته و تنها یک تشابه اسمی بوده است!»
طبق محاسبات سرداران نظام، بازیهای روانیای از این قبیل، نیروهای مسلح بلوچ را که در ماههای اخیر عملیات انتحاری خود را متوجه بانکها، پمپهای بنزین و موسسات و مقامات دولتی کردهاند دوباره به کشتارهای کور ترغیب خواهد کرد و زمینه را برای روضه خوانی بعدی مقام متقلب رهبری و نسبت دادن اعتراضات ملت ایران به دشمنانی که همیشه از آنها برای عقیم کردن اعتراضات استفاده کرده و میکند، فراهم آورد. گرچه نیروهایی که در بلوچستان به مبارزه مسلحانه اعتقاد دارند به درخواستهای افرادی مثل من که مخالف خشونت هستیم وقعی نمینهند اما آرزو دارم در دامی که مسئولین استان با هماهنگی بیت رهبری و سردارانش برای به آشوب کشیدن استان طراحی کردهاند نیفتند.
Labels: بلوچستان
وی.پی.ان
سلام دوستان
بعد از نهضت تلفن و بلوتوث، الآن نوبت یک نهضت دیگه س. اینقدر نهضت راه میندازیم تا بالاخره یکیش به پیروزی منجر بشه. این روزها احتمالا در مورد وی .پی .ان شنیدین. اگه خارج از کشور هستین، میتونین کامپیوترتون رو با یکی از آشناهاتون که در ایران هست شریک بشین که اون بتونه از طریق کامپیوتر شما به اینترنت وصل بشه و از سد همه فیلترها عبور کنه. برای اینکار، شما باید یک سرویس دهنده وی.پی .ان روی کامپیوترتون درست کنین که دستورالعملش اینجاست
حالا نوبت طرف مربوطه در ایرانه که به شما وصل بشه. دستورالعمل این یکی رو من ضمیمه کرده ام . این فایل باید با Word باز بشه. فقط به جای آدرس هایی که توی دستورالعمل اومده باید آی پی آدرس شما را وارد کنه. بهتره مادامی که کامپیوترتون در اختیار کسی هست، کامپیوترتون رو خاموش نکنین ، چون ممکنه بعد از روشن کردن، آی پی آدرستون عوض بشه.
حواستون باشه این کار رو فقط برای کسی انجام بدین که بهش 1000% اطمینان دارین.
راهکارهايی برای ايرانيان داخل و خارج
...برای ما که خارج از کشور زندگی میکنيم لازم است که علاوه بر افشاگری های مداوم، سريعاً دست به اقدام تازهای بزنيم تا رييس دولت کودتا و دروغ و جنايت نتواند از روی کلههای ما بگذرد و در مجامع جهانی آبروی ايرانيان را ببرد، و بعد به ما بخندد.لازم است با فوريت ويژه متنی تهيه کنيم، وکيل بگيريم، و شکايتی عليه دولت کودتا در دادگاه لاهه طرح کنيم. در اين کار تنها به نامه نوشتن و امضا جمع کردن نبايد اکتفا کرد، بلکه بايد طرح دعوا را از طريق وکيل در دادگاه لاهه پی بگيريم تا احمدینژاد و اعضای دولتش با استناد به هزاران سند زنده و مردمی محاکمه و محکوم شوند.تنها در اين صورت است که ما میتوانيم فرصت مانورهای مسخرهاش را از او سلب کنيم، تا جايی که هريک از اعضای دولت کودتا اگر از ايران خارج شدند دستگير و زندانی شوند. تا جايی که حداقل بتوانيم آنها را ناچار به عقبنشينی کرده و مانع سفرهای آنان به اروپا و آمريکا شويم.برای اين اقدام به همکاری وسيعی نياز داريم که... متن کامل و گذاشتن کامنت را در وبلاگ عباس معروفی دنبال کنید
سردار شاهد است
سردار ذوالقدر جانشين فرماندهی سپاه محمد رسولالله(ص) گفت: من خود شاهد بودم زمانی كه نيروی انتظامی برای متفرق كردن افرادی كه در كنار يكی از پايگاههای بسيج تجمع كرده بودند اقدام كرد، تيرهايی از داخل جمعيت به سوی خود جمعيت شليك میشد.
خوب با چنین شاهد گردن کلفتی حرف حساب شما و جهان چیست؟ وقتی یک سردار میگوید خودش شاهد بوده پرونده اصولاً بسته میشود و نیروی انتظامی میتواند دست از متفرق کردن افراد برداشته برود دادگاه شکایت کند. سردار ذوالقدر در آن صحرای کربلایی که به وجود آمده بود، بیشتر از یک برگ چغندر به حساب نمیآمد. نیروهای انتظامی سوار بر موتور با قمه و کلت و گاز اشک آور و باطوم گریه آور مشغول متفرق کردن افراد بودند وقتشان کجا بود بروند وسط جمعیت تفنگ را از دست طرف بگیرند و به او بگویند آقاجان چرا از وسط جمعیت به خود جمعیت تیر در میکنی. فکر میکنید سردار با آنهمه یال و کوپال و مدال و درجه که حتمن چهار پنجتا چپ اندر راستی داشته جایگاه شهود را ترک میکند و میرود «تیرانداز» ملعون را میگیرد؟ شما سردار نبودهاید که بدانید سردارها چگونه رفتار میکنند. کدام سرداری تا حالا آدمی را نجات داده؟. سردارها میدانند که مردم به هر حال مردنی هستند، آنها نظام را به خاطر میسپارند. به همین خاطر است که روز به روز سردارتر و صد البته «شاهدتر» میشوند.
مبارک است، انتخابات تأیید شد
در مقابل دوربینهای صدا و سیما ده درصد آراء استانها را شمردند. این نمایش، مدال نمایشات تلویزیونی نظام را خواهد ربود. ولی فقیه جامعالشرایط در نماز جمعهی قدرت فریاد زد محمود احمدینژاد با اختلاف دوازده میلیون رأی انتخابات را برده است. از آن زمان به بعد شورای نگهبان که بیشتر نگهبان خود مقام متقلب رهبری است در تلاش بود که خاکی سر خود بریزد که امروز با تأیید نتیجه انتخاب به این مهم نایل آمد. شورای نگهبان حالا باید نامهای به آقای محصولی وزیر کشور بنویسد و تأیید خود را اعلام کند.
برای آندسته از دوستانی که برای خواندن ترجمهی نامههای مهم به وبلاگ من تشریف میآورند پیشاپیش ترجمه نامه شورای نگهبان به وزارت کشور را تقدیم میکنم:
وزارت محترم کشور
جناب محصولی
خود جنابعالی که محصولی از این نظام هستید میدانید که حضرت رهبر با اعلام دوازده میلیون رأی اضافی دست و پای ما را بست. گفتید کشش بدهیم تا معامله را جوش بدهید، این معاملهای که ما میبینیم جوش نمیخورد. لذا نتیجه انتخابات را تأیید میکنیم. علی بداند و دوازده میلیون رأی اضافی و رئیس جمهور عوضی
محمود به جنگ ندا میرود
حالا که انسانی روی کره زمین نمامده که کشته شدن دردناک ندا را به دست بسیجیها شنیده و دیده باشد پرزیدنت منتصب طی نامهای به آيتالله شاهرودی ضمن مشكوك دانستن قتل ندا خواستار رسيدگی جدی به موضوع قتل و شناسايی عوامل جنايت شد. ترجمه خودمانی نامه ایشان:
آقای شاهرودی همانطور که میدانید خوشبختانه فقط مرگ یکی از کشته شدگان جریانات اخیر جهانی شد، اما متأسفانه دارد میرود طوق لعنتی بشود برای نظام. خواهش میکنم خیلی جدی و نه به صورت اعتراف گیریهای تلویزیونی، در مورد قتل این ضعیفه مستندی درست کنید. خاطرتان باشد اعترافگیری تلویزیونی را ما برای مردم و جهان درست نمیکنیم بلکه برای چماقداران و خانوادههایشان و حسن نصرالله و بشار اسد و برادرانمان هوگو چاوز و کرزای میسازیم که بحمدالله آنها هم با ما ساختهاند و آنها را باور میکنند. این دفعه مسئله جدیست. با کمک برادر شریعتمداری و سایرین که آوردن اسمشان از لحاظ امنیتی درست نیست باید طوری گزارش تهیه بشود که اگر جهان باور نکرد لااقل بعضی از آنها شک کنند. در این گزارش تا میتوانید پیاز داغ دخالت مخالفين و معاندين را زیاد و چهره جمهوری اسلامی را پاک کرده هفت قلم آرایش کنید.
برادر منتصبتان محمود احمدینژاد
_____________
کاریکاتور را استیو بل کشیده و به والدین ندا تقدیم کرده. بقیه کارهای او را در اینجا ببینید.
این هم مشت محکمی که دوستان افغانستانی به دماغ رئیس جمهور خود زدهاند و بر خلاف او که کنار محمود ایستاده آنها کنار ما و ندا ایستادهاند:
مواضع دکتر
دفتر محسن رضايی اطلاعیه داده و نحوه دسترسی علاقمندان به مواضع رسمی وی را اعلام كرده. بر اساس این اطلاعیه:
مواضع دکتر صرفاً از طريق اطلاعيهها، بيانيهها و يا نمايندگان ايشان در وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام شده و از اين پس نيز مواضع ايشان تنها از همين طريق اعلام خواهد شد!
عجب گیری کردیم با این آقا. عالم و آدم مواضع ایشان را میداند اما چپ و راست راجع به مواضعش اطلاعیه میدهد. یکی به ایشان بگوید دکتر جان خیالت راحت باشد ما مرتب آب و هوا را چک میکنیم تغییر کرد اوتوماتیک وار از مواضع شما مطلع میشویم.
ده شب فریاد سکوت
ده شب فریاد سکوت که مقابل گالری هنر ونکوور برای همراهی با هموطنان و بزرگداشت کسانی که خود را شجاعانه در این راه سپر کردند برگزار شد، شنبه با ایجاد زنجیر انسانی که از مقابل این گالری تا استنلی پارک در دو طرف مسیر شکل گرفت به پایان رسید. در فیلم زیر نمونهای از این نشست را میتوانید ببینید.
گزارش کاملتری از این گردهمایی و مصاحبه با برگزارکنندگان این نشست را در شهرگان بخوانید.
شایعه دستگیری میرحسین موسوی*
Neda is a voice
Neda is a voice that travelled from the rooftops of a wounded nation,
She is an idea, who lives in our hearts and minds,
You cannot hurt her by hurting us, nor can you kill her by killing us,
You can torture and weaken us but you only strengthen her,
You can erase every mention of her in books and punish anybody who speaks her name, but it is inside our souls that she cocoons and spreads strength,
She is patient and resolute,
You can wage your war for a thousand years and for a thousand years she will live safely within us,
But one day – and that day will come – a spark will ignite the fire in every one of us and no amount of force could shield you from answering:
Where is our sister? Why did you take her? What was her crime?
وسط دعوا
وسط دعوا خیلی اتفاقها میافتد که آدم را چوب دوسر طلا میکند.
وسط دعوا یکی ما ایرانیان خارج کشور را مورد خطاب قرار میدهد اما از شرکت پر شورمان در انتخاباتی تشکر میکند که نظام به آن فخر میکند، حال آنکه میداند خیلی از ما تحریمی بودهایم.
وسط دعوا یکی جمهوری اسلامی را با اینکه میگیرد و میکشد و میبندد نظام «مقدس» میخواند و وظیفه ما میشود که بدانیم او در چه شرایطی حرف میزند و وظیفهی خودش با ملتی که پشت سرش ایستاده میشود: محافظهکاری.
وسط دعوا یکی بلند میشود با یک انشاء، کلاس اولی، یکی را خطاب قرار میدهد که به ما، فرمان بدهد و بعد خودش را نماینده ملت ایران خطاب میکند و ما باید حرف نزنیم و شرایط را درک کنیم.
وسط دعوا مرده میبرند کوچه به کوچه و آیات عظامی که پایشان لب گور است، خفه خون گرفتهاند و ما باید شرایط را درک کنیم و به آنها از گل بالاتر نگوییم.
وسط دعوا ملتی را که به پا خواسته، منتر بیانیه مصلحتی، مجمعی منتر، میکنند و ما باید شرایط را درک کنیم و به رئیس ابترش چیزی نگوییم.
وسط دعوا ملتی را که مرگ بر دیکتاتور میگوید و چنان رشد کرده که سینه به سینه جلوی بسیج عقبمانده میایستد، بادبادک به دست میدهند و ما باید شرایط را درک کنیم و به به و چهچه کنیم.
وسط دعوا که ملت ولیفقیه را سیدعلی پینوشه خطاب میکند یکی امام امام میکند و خودش را به کسی وصل میکند که سی سال قبل از دنیا هزار و چهارصد سال عقب بود.
وسط دعوا خیلی اتفاقها میافتد که آدم مجبور میشود از این دایناسور به آن دایناسور پناه ببرد، اما نگران نیستم. ملت ایران نشان داد که سیل است و امت نیست. سیل و ملت ناگهانی راه میافتند. راه که افتادند هر چیزی و کسی را که جلویشان باشد از جا خواهند کند و با خود خواهند برد. تاریخ برای ورق خوردن سرعتش را با عجلهی ما تنظیم نمیکند، بهتر است ما صبر خودمان را به تاریخ گره بزنیم.
پایتخت ایران دست چه کسانی است
حجتالاسلام احمد خاتمي در خطبه دوم نماز جمعه امروز تهران، در مورد قتل «ندا»ی ایران گفت: هر عاقلي كه فيلمش را ببيند متوجه ميشود كار خود اغتشاشگران است. بهگونهاي كه از جايي كه ماشين اين خانم هم پارك شده است عكس گرفتهاند. اين خانم در كوچه خلوت بوده است. در كوچه خلوت كه نميكشند، دستگير ميكنند. معلوم است كه اگر كار نظام بود، در خيابان برخورد ميكرد. اغتشاشگران برنامهريزي كرده بودند كه بعدا بهرهبرداري كنند.
اولین چیزی که بعد از شنیدن این فرمایشات به ذهنم رسید این بود که بروم فیلمش را ببینم تا متوجه بشوم عاقل هستم یانه. متأسفانه خلافش ثابت شد و تا خواستم جلوی دهانم را بگیرم حرفهای چندان شایستهای از آن خارج نشد. که همینجا به امام جمعه موقت و حضرت رهبر سابق و جد و آبادشان به خاطر آن حرفها، که کم بود، ببخشید میگویم. بعد از اینکه با فرستادن مقدار متنابهی لعن و نفرین برای شیطانالرجیم تا حدودی به خودم مسلط شدم. به درگاه خداوند تبارک و تعالی دعا کردم که مرا برای چند لحظه مثل حجةالاسلام عاقل کند تا من هم این جریان ندا را بدانم. خوشبختانه چون دعای من از صمیم قلب بود همانگونه که خداوند وعده دادهاند دعارا مستجاب فرمودند. تازه من متوجه شدم امام جمعه موقت چه کشف بزرگی فرمودهاند:
ندا سالها قبل موقع تولد این نقشه را کشیده بود. برای همین سر پدر و مادرش کلاه گذاشت تا اسم او را «ندا» بگذارند. او با حوصله تمام صبر کرد تا به عنفوان جوانی برسد. سپس توطئه کرد که حضرت رهبر تقلب کند. وقتی دست حضرت رهبر رو شد ندا کاری کرد که حضرت رهبر عوض معذرت خواهی سرخی مبارکشان بزند بالا و زور را بدهد به رگهای گردن و خیابانها را بدهد به دست بسیجیها. ندا هم از این معصومیت ولی فقیه سوء استفاده کرد و از خیابان رفت داخل کوچه و تلفن کرد برای اغتشاشگران و گفت: معطل چی هستید؟ اغتشاشگران که به تحریک آمریکا و انگلیس خبیث داشتند پای پیاده در خیابان اغتشاش میکردند مثل آمیتا بچن پریدند و سوار یک موتور شدند (دارم حرف میزنم سئوال نکنید موتور از کجا) و تخته گاز رفتند داخل کوچه. یکهو یادشان آمد که ای داد بی دود آنها که بسیجی نیستند، اسلحه از کجا بیاورند؟ یکی از آنها که روی ترک نشسته بود داد زد: «ندا»ی ما! ما که اسلحه نداریم. در این هنگام ندا با خونسردی کیفش را باز کرد و از داخل آن یک گلوله در آورد و آن را خورد!! اغتشاشگران مثل راجیو کمار این دفعه پریدند پایین و دوربین فیلمبرداری را برداشتند و شروع کردند فیلمبرداری که از اینجا به بعدش را شما دیدید.
پینوشت: خوشبختانه اثر اجابت الهی از بین رفته و عقل خودم سرجایش برگشته. به آهنگ سیاوش قمیشی که برای ندا خونده گوش بدید و حجةالاسلام را بگذارید جمعهها خطبه بخواند.
حکایت سید جلال و خرش
در روستای ما خیلیها خر داشتهاند، اما هیچ خری خر سیدجلال نمیشود. سید دستش به دهانش میرسید. آدم که دستش به دهانش برسد خرش هم بی بهره نمیشود. سیدجلال و خرش با هم مریض شدند، اما کسی متوجه نشد. مردم کار و زندگی داشتند. نمیرفتند موی دماغ سید بشوند و میخ عرعر خرش. حال سید جلال و خرش روز به روز وخیمتر میشد. خودش همه را دشمن میدید و خرش از هر کجا که رد میشد هفت، هشت، ده نفر را لت و پار میکرد. مردم اینجا و آنجا اشارهای، اخمی، تَخمی میکردند اما مواظب دوست و دشمن و کفار بودند. فاجعه آنجا بود که خود سید بیشتر به خرش دل بسته بود. همه تقیه میکردند کسی نمیرفت بگوید: سید، خر عیسی هم گر به مکه رود و باز آید باز همان خر است. اولش زبان بسته عرعر کرد. بعد جفتک پراند و گاز گرفت. آخرش خود سید نمیدانست خرش کجاست و چه میکند.
یک روز صبح خر جفت پا زد به مثانه سیدجلال. خودش افتاد و سقط شد، سید هم افتاد و مرد.
آق دکتر تیمسار را نخریدند
دکتر تیمسار رضایی وسط دعوا برای «جنسش» نرخ تعیین کرد، اما تنها مشتری چنان زد توی سر مال که اقتصاد دان ما شد سکه دو پول.
میبینم تیمسار تلو تلو خوران دارد اینجا و آنجا مصاحبه میکند و از ظلمی که در روزهای اخیر بر مردم رفته سخن میگوید!
آق محسن! صنار سه شاهیای را که احتمالن چند میلیارد میشود بردار و برو. آب رفته را با مصاحبه نمیشود به جوی باز گرداند.
کلام سبز شماره سوم



داستانی به کوتاهی یک عمر
این داستان با یکی بود و یکی نبود شروع نمیشود. در این داستان یکی بود و دیگران را نمیخواست باشند. در داستانهای قدیم غیر از خدا هیچکس نبود. در این داستان بر عکس غیر از خدا همه هستند و راه میروند و بودن خودشان را فریاد میزنند. داستانها میتوانند واقعی باشند، اما واقعیت این است که حقیقت را نمیشود داستان کرد:
سعید را وسط خیابان انداخته بودند. اول داستان گفتم: یکی بود دیگران را نمیخواست باشند. هه! سعید پر انرژی و پر امید را هر کسی نمیتوانست آنگونه با سری شکسته، خونین و مالین کف خیابان بیندازد. نه، نه. سعید مثل شخصیتهای داستانهای دیگر، چهرهای خلق شده نیست. او سعید عباسی است. بیست و چهار ساله،فروشنده کیف و کفش، مجرد، ساکن خیابان رودکی تهران، پایتخت ایران. در همین اعتراضات روز شنبه در تهران که غیر از خدا همهی جیرهخواران مسلح بودند، نفسش را برای پیرمردی مجنون دزدیدند. داستان سعیدها همیشه به کوتاهی عمر آنهاست.
هنرمندان جوان


ترجمه نامه دکتر محسن
دبیر محترم شورای نگهبان
سلام علیکم؛
احتراماً به استحضار میرساند؛ طبق روال فرصت طلبی، اداها و قمپوزهایی که من در انتخابات 22 خرداد از خودم بدر کردم با کودتای بی نظیر و نمود بارز چاقو کشی دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی مرا بر سر دو راهی داشتن ماسک یا بیرون انداختنش گذاشت. در روزهای گذشته که با آن نهاد محترم که مرجع چاقو کشی قانونی برای مردم است، نشست و برخواست داشتم و به صورت جدی چرتکه انداختم، و با توجه به جریانِ وزش «باد»، اکنون که وضعیت پستی- مقامی کشور وارد شرایط حساس دستگیری و زندان شده به نظر من نتایج انتخابات و رأی مهمتر از ناموس* میباشد، لذا وظیفه میدانم خود و دیگران را به رها کردن ناموس در وضعیت فعلی ترغیب نمایم و از آنجا که عهدی با خود بستهام تا همواره با حفظ سمت دکتری، تیمساری برای انقلاب اسلامی، رهبری و مردم باشم، بدینوسیله انصراف خود را از «ناموس سابق» و پیگیری شکایتهای مربوطه اعلام میدارم.
دکتر تیمسار محسن رضایی. تخلص:پاسدارِ باناموس
عکس، ناموسی نیست. تزئینی است.
شیره مالی شورا و رهبر
ولی فقیه جامعالشرایط سر جایش نشانده شده. انگار آنهمه هارت و پورت را عمهجان من کرده بود. حالا با درخواست احمد جنتی دال بر تمدید رسیدگی به شکایات موافقت کرده! در این شکی نیست که هر وقت سنبه پر زور شده و ملت محکم ایستاده حضرتش به مکیدن شصت و زدن زیر گریه رو آورده اما باید حواسمان باشد، ایشان میداند که جنتی چقدر جهنمی است.
سه میلیون رأی تقلبی پیدا کرده عوض آنکه بزند توی سر خودش و شورای نگهبان و دک و پوز رهبر، از ایشان اجازه تمدید میخواهد. حضرت رهبر از اول بر خری یازده میلیونی سوار شد. در وقت اضافی، جنتی خیلی به ملت تخفیف بدهد سه میلیون تقلب دیگر هم پیدا میکند. در چنان حالتی باز هم آسیدعلی پنج میلیون قورت طلبکار خواهد بود. بیخود نیست که ملت قصد کرده هم ایشان را هم شورای نگهبان را با یک خروس قندی تاق بزند.
درود به وجدان بیدار مردم افغانستان
"در هر گوشه ای از دنیا که خونی بریزد، همه ي انسان ها مسوول آن هستند"
وقتی صحنهی رقت بار و درد انگیز شهادت «ندا» دختر جوانی را که هدف گلوله خونخواران بسیجی احمدی نژاد قرار گرفته بود و شیارهای سرخ خون از کناره لبان آزادی شعار او به بیرون ره میبرد، مشاهده کردم و در آخرین نگاههای معصومانه و دادخواهانه و شفاف او که ذرهای از ترس و موج خفیفی از پشیمانی، صفا و زلالی آنها را خدشه دار نمیساخت دیدم، چنان از خود رفتم که فکر کردم دخترکم "الهام" را مینگرم. در همان حال از خودم بدم آمد و شرمنده شدم که هستم و زندگی میکنم و ناظر چنین صحنههایی که نشان از قساوت، رذالت و سنگدلی انسان نماهای قدرت پرست دارد، میشوم. او هر که بود دختر من بود. او را ندیده بودم و او نیز مرا، اما قطره قطره خون زلال او که بر سنگفرش گرم خیابان چکه میکرد و صورت ناز او را رنگین میکرد، این را به من میگفت که او دختر من است و خون او خون من. آن قطرات سرخ همان قطراتی بود که من در زیر شلاق رفقای جنایت کار خاد ریخته بودم. همان قطرات خونی بود که هزاران یار ناشناختهام در پولیگون های پل چرخی ریخته بودند تا آزادی و شرفاشان را پاس دارند. شما از آنها خبر ندارید و مصلحت شناسی شما و یاراناتان که بعضا هم پیمان با آن آزادگان سرخ روی بودند مانع از آن است که به یاد آنان افتید. اما بیادم آمد که شما نیز نوباوه معصومی در خانه دارید که عمرش درازباد و سایه لطف شما و عنایت پروردگار بر سرش مستدام. آیا شده است که گاهی به یاد آن هزاران طفلی که هرگز چشمان مهربانی طلباشان برسیمای پدر باز نشده است و فقط در رویاهای مبهم و گنگ شبهای سرد زمستان یا عرقریز تابستان دستان مهربان او را بر گونههای بابا طلب شان احساس کردهاند. ناگهان رفیق شفیقی به من یاد آور شد که ريیس جمهور منتخب ما اولین کسی است که پیروزی آقای احمدی نژاد را حتا قبل از آن که مراحل قانونیاش را طی کند و به تایید شورای نگهبان برسد، به وی تبریک گفته است و مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران را به فتوای مقام منیع ولایت عاجلتر از حزبالله لبنان و برادر هوگو چاوز پاسخ مثبت داده و به احمدی نژاد مبارکباد گفته است. شاید به امید آن که برادر بسیجی احمدی نژاد نیز این قرض را چند چندان به او باز گرداند، که مبارکباد او سخت خوش گوار است. او که حتا امریکا را به هیچ میگیرد و هولوکاست را انکار میکند ولی خودش همان برخوردی را با مهاجرین افغانی روا میدارد که اسراییل با آوارگان فلسطینی! مساله چندان ناروشن نبود زیرا همه کسانی که ناظر بر اوضاع ایران بودند میدانستند که چه کسی پیروز است. ملت ایران، دانشمندان، هنرمندان، استادان، دانشجویان، مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران و نویسندگان، اعم از زن و مرد، از مدتها بدین سو به خاطر دفاع از حقوق بشر، ارزشهای مدنی، دموکراسی و آزادی بیان و حقوق شهروندی مبارزه میکردند و خیلی صریح انزجار شان را از نظامی که در آن فقط یک نفر حق انتخاب دارد اعلام کرده بودند. اولین گزارشها از صحنهی انتخابات حکایت از پیروزی محتوم و چشمگیر موسوی داشت، همان گونه که مناظره عالمانه او با احمدی نژاد. اما شما قبل از همه به این فاشیست دیکتاتور مبارکباد گفتید. اکنون اوست که مردم را به گلوله می بندد و هزاران نویسنده ي سرشناس را به زندان میفرستد و با گاز و گلوله از مردمی که براساس قانون و حق مدنی شان به مظاهرات مسالمت آمیز پرداختهاند، استقبال میکند. اگر فردا مردم ایران پیروز شدند و نظام استبدادی ولایت را کنار زدند، شما چه جوابی دارید. وزیر خارجه دانشمند شما... بقیه را اینجا بخوانید
دعوت به تظاهرات وبلاگی
خودم شروع میکنم و همه شما را دعوت میکنم:
کاش هر دو دستت از کار افتاده بود
خامنهای! جایی نگذاشتهای که هیچ آدم مودبی آقا خطابت کند. نتیجهی آن نمایش جمعهات را نگاه کن. به ندا که ندای آزادی خواهیش تا قاف قیامت برای تو لعنت خواهد شد نگاه کن. از بدسرانجامی تو در حیرت نیستم. آن را در سطر سطر نامهی سعیدی سیرجانی که به دستور تو کشته شد میدیدم. از خفتی که تاریخ منتظر است به پای نام تو بریزد با دیدن انساهایی که در حکومت تو به دار آویخته میشدند آگاه بودم. تو که سهل است هر آیتاللهی که حالا خفقان گرفته و ندا را نمیبیند و نمایش تو را میبیند لعن همیشگی ایران زمین را خریده است. عجب مردک حقیری هستی که خجالت را برای فرزندان و نسل خودت به ارث گذاشتی. حالا که بنا بود تو این جانور از آب درآیی، کاش هر دو دستت از کار افتاده بود.
پی نوشت: برای شرکت در این تظاهرات حتماً نباید ایرانی بود. اگر در ستون نظرات بنویسید که شرکت کردهاید پایین همین مطلب به نامه شما لینک میدهم. اگر وبلاگ ندارید در ستون نظرات میتوانید در تظاهرات شرکت کنید. این تظاهرات در فیس بوک هم هست آن را جهانی کنید. لطفاً در نوشته خود به نوبه خود دیگران را به این تظاهرات فرا خوانید. چه بسا خیلی ها به احترام شما به این حرکت بپیوندند.
پی نوشت دو: دوست عزیز گ.ب، به خاطر رد یابی، کسانی که داخل ایران هستند در این تظاهرات شرکت نکنند. در واقع ما به احترام شما این کار را میکنیم. سهم شما در همان ایران هست و خودتان بهتر میدانید چه کنید
_________________
اندک اندک جمع مستان میرسند
- نیکی
- خُسن آقا
- زیتا
- آرش
- اردی خان
- م سروش
- فرهاد
- بادبان
- آشپزباشی
- زنانهها
- نارنج
- شبنم فکر
- گوگوش
- شایگان
-رهجو
- رک گو
- نی لبک
- پرگار
- م. سحر
- ایرانیکا
Search
Categories
- از خارستان بلوچ (23)
- از مجموعه داستانهای مهد کودک (22)
- بلوچستان (58)
- تکراری (1)
- خورده فرمایش (3)
- داستان کوتاه (10)
- درماندگیها (1)
- دروغ سیزده (1)
- دیدن درد (2)
- شعر (5)
- قتلهای زنجیرهای (1)
- ویژه انتخابات (16)
هلى كوپترهاى سپاه بر فراز شهر تهران
درگیری در اطراف دانشگاه تهران
درگیری پلیس با هزاران معترض در تهران
مشکل شایعات
پیوندها
-
-
-
حکایت روباه و شتر2 چند ساعت قبل
-
نترسیدیم چون همه با هم بودیم....3 چند ساعت قبل
-
-
اعتراض جوانان داخل به بی بی سی3 چند ساعت قبل
-
گفتگو با خانم نسرین بصیری3 چند ساعت قبل
-
تنها راه سرنگونی این رژیم، مبارزه ی مسلحانه است4 چند ساعت قبل
-
تظاهرات ساکت هیجدهم تیر8 چند ساعت قبل
-
-
چشمانت می گوید گریسته ای10 چند ساعت قبل
-
عذر مرا بپذیرید11 چند ساعت قبل
-
Links for 2009-07-08 [del.icio.us]16 چند ساعت قبل
-
بستنی شاتوتی...17 چند ساعت قبل
-
شکست ادعای کودتا17 چند ساعت قبل
-
-
18 تیر آمد, اینبار فقط دانشجویان نیآمده اند, همه آمده ایم18 چند ساعت قبل
-
-
یک گاف کوچولو!21 چند ساعت قبل
-
صدای ملت ایران23 چند ساعت قبل
-
زندانیان را از یاد نبریم!1 روز قبل
-
شباهتهای 18 تیر با حوادث این روزها1 روز قبل
-
رزومه مقام رهبری:1 روز قبل
-
وعده ما ١٨ تير1 روز قبل
-
-
خونهی باهار كدوم وره؟1 روز قبل
-
« زنگ تفریح »1 روز قبل
-
-
داستان دیکتاتورهای زبون تاریخ2 چند روز قبل
-
-
-
وقتی در دیگران تکثیر میشوی2 چند روز قبل
-
پریشانذهنی در کردار، آشفتگی در گفتار2 چند روز قبل
-
-
شکایت زمین2 چند روز قبل
-
-
ابـطحی اعــتراف مـیکـنـد2 چند روز قبل
-
روزنامه نگاران ايرانی: تحليل وضعيت و چه بايد کرد2 چند روز قبل
-
خنده توتم ماست2 چند روز قبل
-
پرسش هایی که باید پاسخ داد.(2)2 چند روز قبل
-
-
وقوع معجزه2 چند روز قبل
-
-
زبان باز فردای ما3 چند روز قبل
-
با خودمم !3 چند روز قبل
-
-
-
توحید مفضل- امام جعفرصادق(ع)3 چند روز قبل
-
چگونه از ف ی ل ت ر به راحتی عبور کنیم؟4 چند روز قبل
-
تهران4 چند روز قبل
-
برج ميلاد ناپديد شد4 چند روز قبل
-
Anxiety [Flickr]4 چند روز قبل
-
مسیرهای راهپیمایی 18 تیر4 چند روز قبل
-
-
انتخابات انیمیشن ها4 چند روز قبل
-
مناظره مموتی ا.ن و امام زمان4 چند روز قبل
-
لاين منو پس بدين5 چند روز قبل
-
«ندا» کشیم!5 چند روز قبل
-
ترانۀ شبات - غوغای ستارگان5 چند روز قبل
-
-
آب به آسیاب دشمن ریختن یعنی چه؟!6 چند روز قبل
-
شورای نگهبان همه چیز را به نظامیها سپرد1 هفته قبل
-
یادداشتی برای نسل های آینده1 هفته قبل
-
-
صد ترکمن در دنیای مجازی1 هفته قبل
-
تحریم بلاگفا؛ ما که رفتیم1 هفته قبل
-
دشمن پاتک می زند1 هفته قبل
-
تعلل این چند روزه و...جبران مافات!1 هفته قبل
-
-
-
-
-
Lost for words...1 هفته قبل
-
Michael Jackson مایکل جکسون1 هفته قبل
-
-
پایان رسمی جمهوری اسلامی1 هفته قبل
-
همه جا هستند !....1 هفته قبل
-
-
-
......1 هفته قبل
-
برنامه هفتادم کافه رادیو1 هفته قبل
-
ندا...تا بی نهایت1 هفته قبل
-
-
ندای رهائی2 چند هفته قبل
-
-
-
آزادی2 چند هفته قبل
-
خواب فراموشی2 چند هفته قبل
-
فراخوان اعتصاب غذا و تحصن در شهر کلن2 چند هفته قبل
-
اينها هرچه هستند، مردم کشور شمايند2 چند هفته قبل
-
انسان نه در خـور تسلیـم و بندگی است2 چند هفته قبل
-
-
ندا زنده است2 چند هفته قبل
-
موثق ، اما بی تفسیر 202 چند هفته قبل
-
-
پنجاه و هفتم2 چند هفته قبل
-
-
راهنمای کمک های اولیه در برخوردهای خیابانی2 چند هفته قبل
-
شنبه ی دلهره2 چند هفته قبل
-
مُشت و فرياد رسا - رهبر از تختش جدا2 چند هفته قبل
-
پلکهای باز این شبها2 چند هفته قبل
-
-
-
-
خیابانهای تهران بعد از انتصابات خرداد سال 13883 چند هفته قبل
-
Мардум бо мардум, давлат бо давлат?3 چند هفته قبل
-
سواد، طبقه و انتخاب3 چند هفته قبل
-
اولین رای من بعد از دوم خرداد به مهدی کروبی3 چند هفته قبل
-
Links for 2009-06-10 [del.icio.us]4 چند هفته قبل
-
رکوع (!) اقتصادی ...4 چند هفته قبل
-
-
بدرود !5 چند هفته قبل
-
-
-
خود فـريـبی1 ماه قبل
-
-
-
سوال سخت2 چند ماه قبل
-
-
-
خـط ســـوم2 چند ماه قبل
-
فقط یک هذیان3 چند ماه قبل
-
کامبوج: همزيستیِ جلاد و قربانی3 چند ماه قبل
-
-
امیدرضا میرصیافی3 چند ماه قبل
-
هری پاتر به روایت کارگردانان ایرانی4 چند ماه قبل
-
بازآمدم....4 چند ماه قبل
-
-
-
-
-
اوج هيجان در مسابقات اسبدواني گنبد کاوس5 چند ماه قبل
-
برگردیـــــــــــــــــــــــد!6 چند ماه قبل
-
Montrealiye7 چند ماه قبل
-
انتقال وبلاگ «پنگوئن 101» به آدرس جدید7 چند ماه قبل
-
استیضاحِ کردان8 چند ماه قبل
-
افتتاح سایت رادیو وبلاگستان8 چند ماه قبل
-
لينکدونی | وبسایت جدید روزنامهی «اعتماد ملی»8 چند ماه قبل
-
انتقال وبسایت9 چند ماه قبل
-
یادی از ماه رمضـــان و مراسم آن9 چند ماه قبل
-
-
عکس هنر پیشگان "اشکها و لبخند ها" پس از ۴۰ سال10 چند ماه قبل
-
داستان ماهیگیر مکزیکی و تاجر آمریکایی11 چند ماه قبل
-
-
-
-
كاش ميشد دانلودت كنم1 سال پيش
-
-
نگاه: صلح – حسن ختامی برای فانوس1 سال پيش
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
رادیوها
بلوچ و بلوچستان
-
کنگرہ چہارم جنبش ملی بلوچستان (زرمبش)17 چند دقیقه قبل
-
گزارشی از تظاهرات امروز : ۱۸ تیر باشکوه!4 چند ساعت قبل
-
ما بچه های جنگیم به جنگ تا بجنگیم6 چند ساعت قبل
-
خواهر بسيجي با تو سخن كوتاهي دارم8 چند ساعت قبل
-
نگاهی به فرهنگ بلوچ (بخش چهارم؛ جمعیت)11 چند ساعت قبل
-
کمبود رسانه برای انتشار اعترافات گرفته شده12 چند ساعت قبل
-
مولود كعبه20 چند ساعت قبل
-
حکایت سید جلال و خرش3 چند روز قبل
-
-
-
-
www.ahmadrezataheri.org3 چند هفته قبل
-
آب شیرین را از ما پس گرفتند!4 چند هفته قبل
-
متن کامل مناظره موسوی و احمدی نژاد و دانلود4 چند هفته قبل
-
-
-
هانل (افسانه بلوچی)5 چند هفته قبل
-
-
وب سایت دانلود ترانه بلوچی2 چند ماه قبل
-
خواب ها و زوايا2 چند ماه قبل
-
یھتہ بھــــــار3 چند ماه قبل
-
بمب گزاری در زاهدان4 چند ماه قبل
-
-
abdulmalek baloch jundullah15 چند ماه قبل
-
آدرس جدید بلوچه گپ8 چند ماه قبل
-
انواع تحصیلکرده ازلحاظ فکری10 چند ماه قبل
-
۸مارس روز جهانی زن گرامی باد1 سال پيش
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-










